تبليغاتX
یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد



























یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد

.....

سلام به همتون

بعد از حدود دو سال یا کم و بیش تصمیم گرفتم وبلاگم رو به روز کنم.

از قدیمیا که خبری نیست.

اما...

بخدا دلتنگم.

آشوبم.

کرمان جایی نیست که من میخوام.

من متعلق به شهر شلوغ و پر سر و صدای خودمم.

تهران همیشه توی قلبم جاودانه ست.

قسم به شعرهای خط خطی ام....دوباره برمیگردم به شهر لعنتی ام.

.

نوشته شده در ساعت 17:35 توسط .....| |

دلگیرم از خودم.

از اینکه نیستم و نیستین.

از اینکه هیچوقت نفهمیدم چه روزای بزرگی اینجا داشتم.چقدر قشنگ بود بودن.

اما...

اومدم تا بگم خیلی دوستتون دارم.

اگر چه دورم.

اب و هوای جنوب خیلی با تهران تفاوت داره.اینجا دلتنگم.

دلم هوای تهرانو کرده.راه رفتن تو خیابون ولیعصر.

بستنی خوردن روبروی پارک ملت.سواری کردن توی مترو.شلوغیای شهرم.

من به شهرم معتادم.دلم هواشو کرده.

دوباره برمیگردم به شهر لعنتی ام...

نوشته شده در ساعت 14:9 توسط .....| |

می بینی؟! چقدر سطر به سطر نویسی خوبه؟!

این هم یک داستان بکر:

یکی بود یکی نبود. من بودم و تو. ما بودیم و یک جمله زندگی ساز:

«دوستت دارم!»


این قسمتی از یه کتاب است که من با تمام وجودم دوستش دارم.

کتاب: خودم را گوشه ای جاگذاشته ام انگار!

نویسنده: پرستو عوض زاده

نشر: البرز

نوشته شده در ساعت 23:10 توسط .....| |

 

امروز از ساعت ۱۱ صبح تا ۶ غروب نمایشگاه کتاب بودم.

خیلی چیزای خوبی بود .

هم برای دیدن و هم برای شنیدن(والبته برای خریدن).

خوشحالم که حداقل میتونم بخونم.

نوشته شده در ساعت 23:1 توسط .....| |

امروز خیلی.....

نه "بیشتر از خیلی" دلم گرفته ست.

از اینکه زنده ام و نفس میکشم و میبینم دلم گرفته.

اخه مگه مردم گریه میکنه؟

نه.

اما من....

تف به این دنیا که من شدم مثل یه لاستیک پنچر دوچرخه که بچه ها هلم میدن این ور و اون ور.

من اونی نشدم که دوست داشتم باشم.یعنی می دونی چیه از بودن خسته شدم.

بی خیال.

فقط اینو بدون به خودت قسم بزرگترین ارزوم اینه که بمیرم.

میخوای بفهم.میخوای.....

خدا.

مرد باش و تنها ارزومو براورده کن.

واگرنه خودم دست بکار میشم و واسه خودم خدائی میکنم.

از من گفتن بود


دوران گیجی و سرگیجگیت گذشت 

 محکم بشین دلم این دور اخره

نوشته شده در ساعت 0:0 توسط .....| |

 

اگر گدای شهر با صدای سقوط سکه در کاسه از خواب بیدار میشد شاید از سرما نمیمرد.

نوشته شده در ساعت 15:37 توسط .....| |

سلام سلام سلام.

چه روزای قشنگی بود اون روزای اول که این وبلاگو درست کردم.ارزو داشتم تعداد بازدیدای وبلاگم به صدتا برسه.

اونقدر تلاش کردم تا شد.بعدش وبلاگم طرفدار پیدا کرد تا اینکه وسطای تابستون بود که یهو از وبلاگ و اینترنت زدم بیرون و....

بی خیال.

اومدم بنویسم چون این روز برام یاداور چیزهای قشنگ و خوبیه.

اگه دلتون خواست بهم تبریک بگید.(خوشحال میشم)

قربون همتون.

نوشته شده در ساعت 23:6 توسط .....| |

 

نوشته شده در ساعت 23:4 توسط .....| |

نوشته شده در ساعت 13:59 توسط .....| |

 

این روزا بی هدف زنده ام.به هیچی و هیچکسی امید ندارم.واسه هیچ چیزی نگران نیستم.

چیز با اهمیتی توی زندگیم نیست.شب که میخوابم به تنها چیزی که فکر نمیکنم فرداست.چون هیچیزی واسش ندارم.فقط به تقویم توی اتاقم نگاه میکنم و خوشحال از اینکه یه روز به مردنم نزدیکتر شدم.

تنها همدم و رفیقم توی این روزای کثیف صدای محسن چاووشی و البوم ژاکتشه.

یکمی ارومم میکنه و بهم اجازه میده حداقل گریه کنم و.....

فقط همین.

 

نوشته شده در ساعت 17:34 توسط .....| |

تو واسه کدوم  گناهت این همه سختی  کشیدی 

واسه دلخوشیه قلبت عکس خوشبختی کشیدی

تو با گریه خیلی وقته  توی قصه هات عجینی 

 ناله و درد وغم و اه تو با غصه هات عجینی

شب و شبگردی تو بارون خیس دستای قشنگت  

 دیگه  بارون نمیباره توی  خوابای  قشنگت

پس خدا کو که تو شبهات دست تنهاتو بگیره   

 اگه هست بگو ببینه دیگه  درداتو بگیره

چرا  بالا چرا پائین چرا قلب تو شکسته  

 اونی که بالا  نشسته دل  دنیا رو شکسته

خوشی و شادی و خنده واسه از تو بهترونه  

سرنوشت و لحظه هاتم دست از تو بهترونه

تو شدی بازیه شطرنج مهره ی کیش اونائی 

ماته ماتی  تا همیشه تا  ابد  خیش اونائی

هرکی اون  بالا میشینه مالک دنیا همونه 

صاحب  بالا و پائین  شایدم  خدا همونه

اخه دستاش پر پوله دست تو پوچه همیشه 

 زیر پاهای یه ادم له میشه مورچه همیشه

 (امین غلامی)

نوشته شده در ساعت 20:38 توسط .....| |

 

سهراب بیا که اب را گل کردند....

نوشته شده در ساعت 22:16 توسط .....| |

 

سلام سلام سلام.

چطورین بچه ها؟خوبین.من که عالی ام.

راستی تا یادم نرفته ادرس وبلاگ تخصصیه خودمو بهتون میدم بیاید و حتما در مورد کارهام نظر بدین.

منتظرماااا

وبلاگ شخصی و رسمی امین غلامی

راستی یه چیزه دیگه ای که باید بگم اینه که دنیا و مخلفاتش ارزش هیچی رو نداره حتی حتی بزاق دهان ارزشش از دنیا بالاتره.پس:

غصه نخور.عشق و حال کن.دنیا ساخته شده واسه عشق و حال و کیف و صفا و خنده و شادی.یه بار زنده ای و بعد مردن هم دیگه مردی و هیچ خبری نیست.

بگو بخند زندگی کن

فعلا....

نوشته شده در ساعت 11:51 توسط .....| |

شهرام غفلت و مهدی قسمت اهنگ های بسیار  زیبا و شنیدنی با نامهای عشق تازه و

عشق تو را راحیه بازار موسیقی کردند.

حتما دانلود کنید

نوشته شده در ساعت 15:2 توسط .....| |

اهنگ های جدید و زیبای مهدی قسمت و شهرام غفلت

 

با نامهای عشق جدید وعشق تو.حتما گوش بدین.

نوشته شده در ساعت 14:19 توسط .....| |

ادامه ی مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده در ساعت 0:0 توسط .....| |

خنده يك پاسخ فيزيولوژيك به شوخ طبعي ميباشد. خنده از دو مولفه ژست ها و توليد اصوات تشكيل يافته است.

مطالب جالب در مورد خنده:

1-افراد 30 برابر بيشتر در حضور جمع مي خندند تا در تنهايي و بطور انفرادي.

2-خنده قابل سرايت است.

3-صداي خنده متشكل از آواهايي است كه در هر 210 ميلي ثانيه تكرار ميشوند.

4-انسان ها بسته به اينكه در حضور چه فرد و يا افرادي هستند بطور متفاوتي ميخندند.

5-مردها هنگامي كه در كنار يكديگر ميباشند، با خنديدن دوستي و رفاقت خود را ابراز كرده و روحيه رقابت جويانه ميان خود را تعديل ميبخشند.

6-حداكثر فركانس صوتي كه مردها قادرند با خنده توليد كنند 1200 هرتز است، اما زنان قادرند فركانسي تا 2000 هرتز توليد كنند.

7-خنده همواره پس از مكث در پايان جملات و عبارات خنده دار روي ميدهد.

8-كودكان 300 بار در روز و بزرگسالان بطور متوسط 17 بار در روز مي خندند.

9- 80 درصد خنده ها در پاسخ به جوك و لطيفه نميباشد. اغلب خنده ها در هنگام خداحافظي و يا خوشامد گويي و سلام كردن روي ميدهند.

10-زنان 126 درصد بيشتر از مردان ميخندند.

11-صداي خنده زنان آهنگين تر از صداي خنده مردان است.

12-شمپانزه ها و موشهاي صحرايي نيز ميتوانند بخندند (اما نه مثل انسان ها).

(از ایران گفتگو)
نوشته شده در ساعت 0:0 توسط .....| |

 

محسن چاووشی:

 

ازت میخواستم بمونی بهت میگفتم که نری        این روزا نیستی اما باز به پات میافتم که نری

تو چنگ ابرای بهار افتادمو در نمیام                   چشمامو سرزنش نکن از پسشون بر نمیام

پیر شدم تو این قفس یکم بهم نفس بده            رحم و مروتت کجاست جوونیامو پس بده

فکر نمیکردم بزاری زار و زمین گیر بشم               فکر نمیکردم که یه روز اینجوری تحقیر بشم

اونهمه که دلم برات به اب و اتیش زده بود            حتی اگه سنگ بودی دلت به رحم اومده بود

دلش نخواست و نمیخواد یروز به حرفام برسی       شاید میخواد رقیب من به ارزوهام برسه

ازت میخواستم بمونی بهت میگفتم که نری          این روزا نیستی اما باز به پات میافتم که نری

نوشته شده در ساعت 0:0 توسط .....| |

 

صبر می کنی تا خودش خاموش شه یا فوتش می کنی؟

فوت کردن شمع از اون کاراست که باید براش "دل یکدله" کرد .. و من معمولا شمعی روشن نمی کنم که خاموش کردنش برام راحت باشه. شاید برای این هست که شبها تمرین خاموش کردن شمع می کنم ، وسط تاریکی ، کنار تخت ، با چشمهای نیمه باز و مست خواب ... من و تو ، هنوز روشن ایم ...

نوشته شده در ساعت 0:44 توسط .....| |

... و درود بر ازادی

که ارزوی تمام انسانهاست.

نوشته شده در ساعت 0:22 توسط .....| |

 

بنام پروردگار سهراب

سهراب بزرگ بود و بزرگ هست و بزرگ ماند.

اما...

او هنوز درمانده

كه چرا در قفس هيچكسي كركس نيست؟

و نميداند او.

گل شببو چه كم از لاله ي شبدر دارد؟

در خيالش غصه ها اندود بود.

او اگر شعري گفت

از بهار و گلها.

از صداقت .رويا.

ان غم تلخي بود

كه ز مردم ميديد.

او دلش پر ز تمناي خدا بود و خدا.

كاش انان كه به سهراب صميمي بودند

از غمش

از سخنش ميگفتند.

او اگر گفت سحر نزديك است

قصد بر كم شدن دلهره ي مرد گنه كار نداشت.

او فقط ميترسيد.

كه اگر ان زن تازه عروس.

كه به شلاغ روانه شده از خانه خود.

قصد جانش بكند.

او فقط متيرسيد

پدر خسته ي ان دخترك ناز و عزيز

دست بر كار عجيبي بزند.

تا كه شايد دخترش خواب رود.

اري اي دوست اگر سهراب گفت

اندكي صبر سحر نزديك است.

قصد او دادن ان كاسه ي شوق

به دو دست ان جوان عاشق

به نگاه ان زن كوچه نشين

كه به پيچ و خم ان كوچه

تمناي پسر را ميكرد.

و درود بر سهراب

که برایم بهترین انتهاست...

نوشته شده در ساعت 19:18 توسط .....| |

 

 

سلام.

ادرس فتوبلاگمو میزارم.

اگه افتخار دادین بیاین و عکسامو ببینین.

عکس خواهر زادموهم گزاشتم(چهار سالشه)

واسه دیدن همه عکسها تو تقویم روی هایلایتها کلیک کنید.

http://www.photoblog.com/brocklyne

نوشته شده در ساعت 14:12 توسط .....|

پژمان منتظری هستم،متولد 17/10/1362 در اهواز.البته در شناسنامه ام نوشته شده 15/6/1362.به این خاطر که خانواده ام قصد داشتند تا یک سال زودتر مرا به مدرسه بفرستند.اصالتا بختیاری هستم.محله ما در اهواز نیز زندان کارون نام داشت.واقع در کوی پلیس و نزدیک به محل زندگی سهراب بختیاری زاده.مجردم.3 برادر و یک خواهر دارم.فرزند چهارم هستم.دیپلمه تجربی.فوتبال برای من از سال های 76 – 77 آغاز شد.اولین تیمم جوانان پرسپولیس اهواز بود.بعد به تیم شهاب نقل مکان کردم.در ادامه سر از شاهین و دیهیم اهواز سر در آوردم و پس از آن پیراهن امیدهای فولاد را پوشیدم.به دنبال 3 سال حضور در فولاد به استقلال تهران آمدم و دوباره قراردادم را تمدید کردم.من استقلال را به خاطر بزرگی و عظمتش انتخاب کردم..در سطح تیم ملی تجربه بازی در مسابقات غرب آسیا و مسابقات آسیایی دوحه را دارم.به غیر از این به تیم ملی بزرگسالان هم دعوت شده ام.

 

پژمان الان یکی از بزرگترین و بهترین های استقلال و ایرانه.

خیلیا دوستش دارن.

چون ادمیه که هیچوقت و هیچ جا خودشو نگرفت.مغرور نیست.

ساده و ارومه.ان شاالله این فصلم خودشو ثابت میکنه به همه.به این فوتبال و ادماش.

بخدا نمیدونید چقدر دوستش دارم.

خیلی بزرگه.ای کاش یه روزی قسمت بشه ببینمش.

 

پژمان جان هرجا هستی بدون من  تا ابد دوستت دارم

 

پژمان  عزیز کاش بدونی یه دلی هست واست میکوبه و جون میده

 

 

نوشته شده در ساعت 13:57 توسط .....| |

من تو را همچو بهار
با لطافت با مهر
با صنوبر با ياس
با شقايق با گل
همنوا ميخواهم

من تو را تا به ابد
تا بدان لحظه ي اخر كه اجل ميرسدم
تا به ان اوج كه عاشق دارد
با تمام تپش سينه ي خود
دوستت ميدارم
دوستت ميدارم

نوشته شده در ساعت 23:10 توسط .....| |

سلام

خدا قوت دوستای گلم

چون خیلی از شماها اهنگی که از محسن چاووشی تو وبلاگم گذاشتم خوشتون اومده تصمیم گرفتم بنویسمش:

 

اگه شکسته پای من                      گریه نکن عصای من

هرچی شکسته بنویس                  به پای گریه های من

اگه تمومه طاقتت                        نمونده روز راحتت

نگاه پر صداقتت                        غنیمته برای من

 

اینه و شمعدون نمیخوام                من لب خندون نمیخوام

هرچی که خندست واسه تو           هرچی غمه برای من

بخند و از خنده بگو                     ازغم بازنده بگو

عمر بزرگوارتو                         تلف نکن به پای من

عشق منو میخوای چیکار             عذر و بهونه کم بیار

دوست ندارم که عاقبت                تو بشکنی به جای من

 

 

من عاشق محسن چاووشی ام.

خواهش میکنم اونائی این اهنگو گوش ندادن گوش بدن.بخدا معرکه ست.

اینم یه عکس از محسن چاووشی

نوشته شده در ساعت 0:0 توسط .....| |

مهم نیست پیروز بشیم یا شکست بخوریم.

مهم اینه که قدم تو راه بزاریم و به راهی که میریم ایمان داشته باشیم.

باور کن اگه نباشیم خدا خیلی تنهاست.

باورکن عزیز

نوشته شده در ساعت 0:0 توسط .....| |

سلام عزیز...

خیلی دوست دارم بدونم اونطرف چه خبره.

شاید حرف عجیبیه.اما ارزو دارم فقط واسه یه روزم که شده بفهمم جهان پس از مرگ چیه.

توروخدا اگه چیزی میدونید بگید.

یا یه ادرس سایت بهم معرفی کنید.

این روزا خیلی درگیرشم.

از همتون ممنون که به من کمک میکنید تا جهان پس از مرگ رو بهتر بشناسم.

از یک طرفم ۱ مرداد کنکور دارم.

 

نوشته شده در ساعت 0:0 توسط .....| |

استقلال تو را به بلندای نامت دوست دارم.

این اپ رو تقدیم میکنم به همه ی عاشقای استقلال.

و در اخر:

بین همه ی تیمهای دنیا................عشق است استقلال

نوشته شده در ساعت 0:0 توسط .....| |

دنیا اونقدر بزرگه که توی اون جا واسه ی همه ی ما هست.

پس نیازی نیست جای دیگران رو بگیریم.

فقط کافیه جایگاه واقعیه خودمونو پیدا کنیم...

.

اره عزیز تو خیلی بزرگتر از اونی که بخوای با بقیه خودتو یکی کنی.

من و تو هر کدوممون یه دنیائیم.فقط باید ایمان داشته باشیم.

برقرار باشی...

نوشته شده در ساعت 23:48 توسط .....| |

brocklyne.blogfa.comچه بی اجازه !

پای به قصه ی آشفته ی من گذاردی

چه بی تابانه !

در نوَردیدی بی کرانه ی دلم را

چه بی پروا !

تهُی کردی ذهن شکوفه های باغچه را

از سبز و سرخ ِ بهار

چه پُر ابهامند!

چشمانت ،

ـ آن قافیه های تاریک

که هیچ واژه ای ، ترجمان ِ قعرسکوتش نیست

و

چه مظلومانه !

به خاک نشاندی ، با ِکِره گی ِ عشق را ...

و اینک من ماندم و

یک بغل ،

عشق مچاله! شده ی کاغذی !!!

چرا اومدی؟

حالا دیگر تنها تر از همیشه می مانم

جدایی برای من تا ابد شده است...

تو بمان همچنان با خاطرات خوش!

اما ...

اما کاش جوابی برای سوالم داشتی...

چرا؟

چرا بی صدا؟

چرا در سکوت؟

چرا؟

چرا؟

دل شکستن هیج وقت هنر نبوده...

اما

من...

با تمام وجودم دوستت دارم

 

نوشته شده در ساعت 0:0 توسط .....| |